عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )
365
غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )
دين دارى ، افتادگى ، بخشندگى . 22 ثلاثة هنّ جماع الدّين العفّة و الورع و الحياء : سه چيزاند كه آنها گرد آرندگان دين اند پاكدامنى ، پارسائى ، شرم از خدا داشتن . 23 ثلاثة مهلكة الجرأة على السّلطان و ايتمان الخوّان و شرب السّمّ للتّجربة : سه چيزاند كه باعث هلاكت اند بر پادشاه دليرى كردن ( و در برابر وى ايستادن ) خيانت گران را امين داشتن ، زهر را براى آزمودن خوردن ( طبيب معروف عرب حارث بن كلده دست در دهان مارى براى امتحان برد مارش بگزيد و در دم بمرد ) . 24 ثلاثة تدلّ على عقول أربابها الرّسول و الكتاب و الهديّة : سه چيزاند كه بر خردمندى صاحبانش دلالت ميكنند فرستاده و پيك نامه ( كه براى ديگران نويسند ) هديهّ و ارمغان ( كه بدوستان فرستند ) . 25 ثلاثة هنّ المحرقات الموبقات فقر بعد غنى و ذلّ بعد عزّ و فقد الأحبّة : سه چيزاند كه آنها جگر گداز و تباه كننده ندارى پس از دارائى ، خوارى پس از ارجمندى ، از دست دادن دوستان و فرزندان . 26 ثلاث يهددن القوى فقد الأحبّة و الفقر فى الغربة و دوام الشّدّة : سه چيزاند كه آنها قوا را از هم مى پاشند عزيزان را از دست دادن در غربت ندار بودن ، هميشه بيمارى كشيدن . 27 ثلاث يوجبن المحبّة : حسن الخلق ، و حسن الرّفق و التّواضع : سه چيز است كه آنها موجب محبتّ اند : خوش خوئى ، خوش رفيقى ، افتادگى . 28 ثلاث هنّ كمال الدّين : الأخلاص ، و اليقين ، و التّقنّع : سه چيزاند كه آنها كامل كنندهء دين اند : اخلاص در عمل يقين به خدا داشتن ، قناعت ورزيدن . ( الفصل الخامس و العشرون ) حرف الثاء بلفظ المطلق ممّا ورد من حكم أمير المؤمنين علىّ بن أبي طالب عليه السّلام فى حرف الثّاء بلفظ المطلق قال عليه السّلام : « فصل بيست و پنجم » از آنچه كه وارد گرديده است از حكمتهاى حضرت امير المؤمنين علىّ بن أبي طالب عليه السّلام در حرف ثاء